X
تبلیغات
نوحه گر بی ریا، منتخب مهدی(عج)
روح ملكوتي مرجع عالي قدرآيت الله العظمي حسيني زنجاني به ملكوت اعلي پيوست

انا لله و انا اليه راجعون

با تاثر و ناراحتي،به اطلاع مي رساند روح ملكوتي مرجع عالي قدر ، مفسر قرآن كريم و حكيم متاله  حضرت آيت الله العظمي سيد عزالدين حسيني زنجاني(اعلي الله مقامه الشريف) به ملكوت اعلي پيوست.

 


 

نوشته شده توسط !!! در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1392 ساعت 8:45 موضوع | لینک ثابت


ورود آقا امام زمان اکیداً ممنوع!!!

یک هفته بود کارتهای عروسی روی میز بودند

هنوز تصمیم نگرفته بود چه کسانی را دعوت کند

لیست مهمانها و کارهای عروسی ذهنش را پر کرده بود...

برای عروس مهم بود كه چه كسانی حتما در عروسی اش باشند

از اينكه داییش سفر بود و به عروسی نمي رسيد دلخور بود

کاش می آمد ...

خيلی از كارت ها مخصوص بودند. مثلا فلان دوست و فلان رئيس ...

خودش کارتها را می برد با همسرش! سفارش هم ميكرد كه حتما بيايند

اگر نیایید دلخور میشوم

دلش مي خواست عروسی اش بهترين باشد. همه باشند و خوش بگذرانند

تدارک هم ديده بود

آهنگ و ارکست هم حتما بايد باشند، خوش نمی گذرد بدون آنها!!!؟


بهترین تالار شهر را آذین بسته ام

چند تا از دوستانم که خوب میرقصند حتما باید باشند تا مجلس گرم شود

آخر شوخی نبود که. شب عروسی بود


همان شبی که هزار شب نمیشود

همان شبی که همه به هم محرمند

همان شبی که وقتی عروس بله میگوید به تمام مردان شهر محرم میشود

این را از فیلم هایی که در فضای سبز داخل شهر میگیرند فهمیدم

همان شبی که فراموش میشود عالم محضر خداست

آهان یادم آمد. این تالار محضر خدا نیست تا می توانید معصیت کنید

همان شبی که داماد هم آرایش میکند. همه و همه آمدند حتی دایی و

اما ..................... کاش امام زمانمان "عج" بود


حق پدری دارد بر ما...


مگر می شود او نباشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


عروس برایش كارت دعوت نفرستاده بود، اما آقا آمده بود.

به تالار كه رسيد سر در تالار نوشته بودند:



(ورود امام زمان"عج" اكيدا ممنوع!)


دورترها ايستاد و گفت: دخترم عروسيت مبارک!


ولی اي كاش كاری ميكردی تا من هم می توانستم بيایم...

مگر میشود شب عروسی دختر، پدر نیاید

(آخه امامان پدر معنوی ما هستن)

دخترم من آمدم اما ...

گوشه ای نشست و دست به دعا برداشت

و برای خوشبختی دختر دعا کرد

 


 

نوشته شده توسط !!! در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 9:0 موضوع | لینک ثابت


آفریدگار همه چیز خداست؟

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویان اش را بسنجد . 


او پرسید: (( آیا خداوند , هرچیزی راکه وجود دارد , آفریده است؟ )) 


دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : (( بله )) 


استاد پرسید: (( هرچیزی را ؟! )) 


پاسخ دانشجو این بود: (( بله ; هرچیزی را. )) 


استاد گفت: (( دراین حالت , خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد .)) 


برای این سوال , دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند . 


ناگهان , دانشجوی دیگری دستش را بلند کرد و گفت: 


(( استاد ممکن است از شما یک سوال بپرسم؟ )) 


استاد پاسخ داد: (( البته )) 


دانشجو پرسید: (( آیا سرما وجود دارد؟ )) 


استاد پاسخ داد: (( البته, آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟ )) 


دانشجو پاسخ داد: (( البته آقا, اما سرماوجود ندارد. طبق مطالعات علوم فیزیک, سرما, نبودن تمام و کمال گرماست و شیء را تنها 


درصورتی می توان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد 


و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شیء است که انرژی آن را انتقال می دهد . 


بدون گرما اشیاء بی حرکت هستند, قابلیت واکنش ندارند ; پس سرما وجود ندارد . ما لفظ سرما را ساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح 


دهیم . )) 


دانشجو ادامه داد : (( وتاریکی ؟ )) 


استاد پاسخ دا د : (( تاریکی وجود دارد . )) 


دانشجو گفت: (( شما باز هم در اشتباه هستید آقا! تاریکی , فقدان کامل نور است. شما می توانید نور و روشنایی را مطالعه کنید اما 


تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. 


منشور نیکولز, تنوع رنگ های مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور , نور می تواند تجزیه شود . 


تاریکی , لفظی ست که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم. )) 


و سرانجام دانشجو ادامه داد: (( خداوند, شر را نیافریده است . شر , فقدان خدا در قلب افراد است. شر فقدان عشق, انسانیت و 


ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنها وجود دارند و فقدانشان منجر به شر می شود. )) 


برچسب‌ها: آفریدگار, همه چیز, خدا, استاد, دانشجو


 

نوشته شده توسط !!! در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 ساعت 12:26 موضوع | لینک ثابت


اینجا ایرانه، یعنی کشوری که ...

اینــــــجا ایــــــران آخـــــــرالـــــــزمان است...

اینجا آنقدر ماهواره ها روی پشت بام ها زیاد شده اند...
که صدای شهید خرازی در میان نیزارهای جبهه جا میماند..!!

اینـــــــــجا ایــــــــــران آخـــــــرالــــــــــــز مان است...
اینجا دیگر از 
شهیدی که بخاطر آسایش ما پاهایش را با سیم بستند...

و زنده به گورش کردند یاد نمیکنند..
و بعضی ها میگویند یاد کردن آنها مایه غم و اندوه ما میشود..!!
.
.

.
و 
بعضی ها اینچنین بساط شادی خودشان را ایجاد میکنند...

با بستن خیابان و رقص در آن..!!
آینــــــــــجا ایــــــــــــران آخــــــــــرالـــــــــز مان است..
.
اینـــــــــجا ایــــــــران آخــــــــرالـــــــــزما ن است..
اینجا دیگر حرف از 
پلاک"چفیه"پوتین های پاره شهدا نیست..

اینجا حرف از بزک کردن و تیپ زدن و هفت قلم آرایش کردن است..
.

اینــــــــــــجا ایــــــــــران آخـــــــــرالــــــــــز مان است...
اینجا بعضی از 
دانشگاههای ما تبدیل شده به مدل لباس...

هنگام رفتن به دانشگاه باید دعای توسل خواند که هنگام برگشتن..
به خانه دینمان را از دست نداده باشیم..!!
.

سخت شده نفس زدن...
دنیا پر شده از تهمت"طعنه زدن به دیگران...
ای کاش..به دنیا نیامده بودم...ای کاش...!!
سخت شده زندگی در میان مدعیان پیشرفت و تمدن...!!


 


 


 


 

نوشته شده توسط !!! در یکشنبه سیزدهم اسفند 1391 ساعت 10:45 موضوع | لینک ثابت


جنگ نرم اینه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خراب کردن مسجد توسط پرندگان خشمگین

به نام علی در لوگوی این بازی توجه کنید!!!!؟

بازی کالاف دیوتی حدیثی از امام صادق(ع) که در قاب عکس کار شده است

به محل نصب تابلو دقت کنید!!!!!!؟

استفاده از درب کعبه در چند نقطه ی این بازی

استفاده از کلمه الله در کف زمین این بازی 

به سم کارکتر ها توجه کنید

نام فاطمه زهرا که با زیرکی در این بازی کار شده

این بار در بازی اویل قرآنی که در اتاق یکی از روسای گروه تروریستس وجود دارد

به کلمه ی الله زیر پای شخصیت ها توجه کنید

شباهت کفپوش با کفپوش مسجدالنبی

شباهت طراحی بنا با مسجدالنبی

وباز هم کلمه ی الله در این بازی به وفور یافت میشود

استفاده از درب مسجدالنبی در بازی!!!!؟


 

نوشته شده توسط !!! در دوشنبه سی ام بهمن 1391 ساعت 7:32 موضوع | لینک ثابت


گناهی که شهدا مرتکب می شدند!!!

صدای انفجار آمد و سنگر رفت هوا. هر چه صدایش زدیم جواب نداد. رفتیم جلو، سرش پر از ترکش شده بود و به زیبایی عروج کرده بود. جیب هایش را خالی کردیم. داخل جیبش کاغذ جالبی پیدا کردیم. نوشته بود:گناهان هفته
شنبه: احساس غرور از گل زدن به طرف مقابل.
یک شنبه: زود تمام کردن نماز شب.
دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر.
سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن.
چهار شنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن.
پنج شنبه: پیش دستی کردن فرمانده در سلام.
جمعه: تمام نکردن صلوات های مخصوص جمعه.
* اسمش حسینی بود تازه رفته بود دبیرستان



امام کاظم علیه السلام فرموده است: «از ما نیست کسی که هر روز حساب خود را نکند، پس اگر کار نیکی کرده است از خدا زیادی آن را خواهد، و اگر گناه و کار بدی کرده در آن گناه از خدا آمرزش خواهد و توبه نماید.» (الکافی،ج2،ص453)

از اموری که امام خمینی(ره) در چهل حدیث بسیار به آن تاکید نموده است: «مشارطه، مراقبه و محاسبه» است.

مشارطه: اول هر روز با خود شرط کنیم که آن روز را گناه نکنیم.
مراقبه: در طول روز بر این شرطی که نموده ایم مراقبت کنیم تا از آن تخلف ننمائیم.
محاسبه: در پایان روز و انتهای شب محاسبه نمائیم که چقدر بر شرط خود پایبند بوده ایم.
بخش سوم که محاسبه است در این میان از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است و شیطان همیشه تلاش می کند تا ما بر انجام این مهم موفق نباشیم. (امتحان کنید متوجه می شوید که فراموشی در این بخش بسیار است.


 

نوشته شده توسط !!! در پنجشنبه بیست و هشتم دی 1391 ساعت 9:11 موضوع | لینک ثابت


هنوز هم حسین(ع) مظلوم است

باز هم ماه محرم فرا رسید و ماهی که به ما هزاران درس می دهد درس گذشت ، درس وفاداری ،درس ایمان، درس معرفت ، درس خداشناسی و ... اما به قول دکتر شریعتی افسوس که ما فقط تشنگی امام حسین رو دیدم کاش تشنه ی منش و معرفت مولا بودیم . کاری نداریم که چه کسی چه اعتقادی و باوری دارد یکی مسلمونه و یکی مسیحی و یکی زرتشت اما مهم اینه از این اتفاق بزرگ به عنوان یک انسان خردگرا درس و عبرتی بگیریم و اون رو واقعا در زندگی بکار بگیریم .
اما متاسفانه همانطور که هیچ چیزمون به هم نمیخوره و کسی نبود و به ما راه درست ع
ز
اداری
 
و پیرو کسی بودن را یاد بده مثل همیشه فرهنگ غنی تظاهر و 2 رویی را خوب بلد شدیم . اینها
 
رو برای این گفتم که فراموش نکنیم امام حسین محتاج گریه و نذری پخش کردن امثال من
 ن
یست شاید محرم بهانه ای بود که امام حسین (ع) برای من و امثال من ایجاد کرد که کمی به
 
خودمون بیایم و واقعا یک انسان برای فقط خداوند باشیم و نه کس دیگری . حرف برای گفتن زیاد
 
دارم اما به قول شاعر زیبا گو " کم گوی و گزیده گوی "




امام حسین هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

ستار پولدارترین مرد شهر، یکماه تکیه راه میاندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل میمالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

قدرت سامورایی! شب ها در تکیه لخت میشود و میانداری میکند و روزها مردم را لخت میکند و زورگیری …!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع میکند و آخرین ورژن! 

پوسترهای علیاکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن …!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

آقا احمد تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه میکند و تا آخر سال هم مشتریهایش را!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه میزند و علم میکشد ولی در ماه رمضان سیگار از 

لبش نمیافتد!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

سیامک چشم چران! که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دستههای

عزاداری اسفند دود میکند!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

نیما پشت ماکسیمایش مینویسد “من سگ کوی حسینم” ولی هیچ وقت از سگ

۱۱ماههاش دور نمیشود!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

حاج آقا مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق ۲۵۰ روز یک کارگر را میگیرد!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

رییس شرکت لبنیات شیر تو شیر! ۳۰شب شیر صلواتی به خلق خدا میدهد و ۳۳۵ روز 

هم با اضافه کردن آب شیرشان را میدوشد!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما میگرید!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

حاج آقا کلامی، ۹شب مردم را به تقوی دعوت میکند ولی در شب دهم سر زود پایین

آمدن از منبر با هیت امنا دعوا میکند!



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

هیت امنای مسجد …علیه السلام! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع

میکنند و بعد از آن با انرژی و فلوت! سینه میزنند و گریه میکنند !



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می آید…

کل یوم عاشورا

یعنی…۱۰ روز و شب …غم گریه

کل ارض کربلا

یعنی…چند مسجد و چند تکیه !



حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم میرود

تا سال بعد !

تا یاد بعد!





یا حسیـــــــن مظلوم(ع)، خودت به فریادمـــــــون برس


 

نوشته شده توسط !!! در جمعه بیست و ششم آبان 1391 ساعت 13:1 موضوع | لینک ثابت


خدایا میبینی؟

خدایا!
کودکان گل فروش را میبینی؟!
مردان خانه به دوش رو چطور؟!
مادران سیاه پوش؟!
کاسبان دین فروش؟!
محراب های فرش پوش؟!
پدران کلیه فروش؟!
زبان های عشق فروش؟!
انسان های آدم فروش؟!
همه را میبینی؟!
میخواهم یه تکه آسمان کلنگی بخرم٬
دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد
بهشتت ارزانی حاجیان خالص ومخلصت
بگذار دنیامان شاد باشد


 

نوشته شده توسط !!! در یکشنبه هفتم آبان 1391 ساعت 12:39 موضوع | لینک ثابت


نگاهی به شیطان پرستی

در تحقیقات مستندی که به تازگی بیان شده و در اختیار مسئولان قرار گرفته است، لباسهای گشاد، رنگی جلف، انگشترهای تیغ‌دار، دستبندهای عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس، به عنوان نشانه‌های ویژه گروههای همسو با شیطان پرستی بیان شده است.

 مقدمه

این روزها شاید اصطلاح مهجور و دور از ذهن «شیطان پرستی» به گوش شما هم رسیده باشد. اصطلاحی که حتی بدون شناخت و آگاهی از ابعاد مختلف غیر انسانی آن، در همان لحظه نخست شنیدن، برایتان ناگوار و ثقیل و گرویدن به آن احمقانه به نظر می‌رسد؛ چراکه مطابق فطرت پاکی که خداوند در نهاد هر انسانی به ودیعه نهاده، شیطان و اعمال غیرانسانی و غیراخلاقی وابسته به افکار شیطانی، مورد نفرت و انزجار است.

متأسفانه اخیراً به واسطه کم‌رنگ شدن ارزشها و مفاهیم غنی دینی، در برخی جوامع و در پی احساس ناامنی سران یهود از گسترش دامنه تعالیم ناب اسلام محمدی و تلفیق ادیان ابراهیمی و رسیدن جهان به امنیت و آرامش موعود، شیطان پرستی و نمادهای مختلف وابسته به آن، مانند ویروسی جهش یافته و کشنده فراگیر شده است.

ورژن جدیدی که رهبران آن سیرک بازها، رقاصه‌ها، هنرپیشه‌ها و شخصیتهای رعب‌آور و مبتذل صحنه‌های کثیف اجتماعی و تعالیم آن وقیح ترین اعمال انسانی است، نهایتاً به پوچی، خود باختگی و خودکشی پیروانش منتهی می‌شود. اگرچه به واسطه ارزشهای والای دین مبین اسلام، دست شیطان بر مؤمن وارسته، کوتاه و به مدد خداوند نفوذ نشانه‌های این فرقه پلید در جوامع اسلامی کم‌رنگ‌تر است، ولی ارائه مطالب زیر، شما را با زوایای مختلف «شیطان پرستی» آشنا می‌سازد تا ناخواسته جوانان مسلمان این مرز و بوم، به وادی پوچی کشیده نشوند و با پرهیز از هرگونه رفتار، گفتار، پوشش و سایر مظاهری که برگرفته از جریانهای سخیف غرب است، به کمال انسانی برسند.

1) شیطان پرستی در ایران

شیطان پرستی جدید نیز مانند برخی فرقه های دیگر، کم و بیش در جامعه نفوذ کرده و جسته و گریخته رفتارها، چهره ها، کتاب ها و علائمی در این موضوعات مشاهده می کنیم.یک گروه تحقیقاتی، نسبت به گسترش شیطان پرستی در جامعه هشدار داده که اکنون بیش از 70 فرقه شیطان پرستی در کشور فعال هستند. و نیز کارشناسان فرهنگی با اشاره به پوشش و مدلهای جدید موی برخی از دختران و پسران، از گسترش شیطان پرستی ابراز نگرانی کرده اند و هشدار داده اند: این جریان ضد فرهنگی که از دهه 70 وارد کشور شد ؛



در سایه غفلت مسئولان، به سرعت در غالب شبکه‌های زیرزمینی در تهران، برخی شهرستانها و مراکز استانها ریشه دوانیده است.در تحقیقات مستندی که به تازگی بیان شده و در اختیار مسئولان قرار گرفته است، لباسهای گشاد، رنگی جلف، انگشترهای تیغ‌دار، دستبندهای عجیب، گردنبندهای اسکلتی با موهای بلند یا سر طاس، به عنوان نشانه‌های ویژه گروههای همسو با شیطان پرستی بیان شده است.

2) نمادهای شیطان پرستی

در بررسی نمادهای متعلق به شیطان پرستی خط بسیار روشنی از ارتباط صهیونیسم و شیطانیسم به وضوح قابل مشاهده است. در ذیل برخی از نمادها که به عنوان نگین انگشتر، گردنبند، تصاویر بر روی دست بندها، پیراهن، شلوار، کفش، ادکلن، ساعت و ... درج شده و از جمله به ایران اسلامی نیز راه یافته است، ذکر گردیده است.

صلیب وارونه، عدد666(عدد مخصوص شیطان که از سال های پیش تاکنون این عدد با اشکال مختلف بر روی دیوار شهرهای بزرگ کشور مشاهده شده)، صلیب شکسته یا چرخ خورشید، چشمی در حال نگاه به همه جا( این علامت در پیشگویی، جادوگری، نفرین گری و کنترل های مخصوص جادوگری استفاده می شود)، ضد عدالت (تبر وارونه)، سربز، هرج و مرج  که به معنای از بین بردن تمام قوانین است و دلالت بر این امر دارد که « هرچه تخریب کننده است، تو انجام بده» و هم چنین علامت دست شیطان، از نمادهای اصلی شیطان پرستی هستند.

3) ویژگی ها و اعتقادات شیطان پرستی

جریان شیطان پرستی در غرب، با ابزار موسیقی اعلام موجودیت کرد و گسترش یافت و روابط نامشروع، موسیقی متال، رفتارهای ساحرانه و اعمال و مناسک خاص ماورایی و جادوگری از ویژگیهای این جریان است.

خودپرستی به جای خداپرستی، اعتقاد به اصالت ماده، ضد مذهب بودن خصوصاً مذاهبی که اعتقاد به زندگی پس از مرگ دارند، انکار معاد، خون خواری، اعتقاد به استفاده از لذت در حد اعلای آن(زیرا تمام خوشی ها دنیایی است و این خوشی ها خصوصاً لذات جنسی پتانسیل لازم را برای کارهای روزانه آماده می کنند)، از جمله اعتقادات این جریان منحرف است.

4) نحوه تبلیغ و عضوگیری

الف) اینترنت: رشد تعداد مخاطبان شبکه جهانی اینترنت در سالیان اخیر آسیب هایی را متوجه نظام فرهنگی کشور کرده است که از جمله تحرکات منفی آن می توان به فعالیت شیطان گرایانه اشاره کرد. از جمله تحرکات اینترنتی شیطان پرستان در ایران که تاکنون نیز ادامه دارد می توان به تبلیغ آنها درسایت ها و وبلاگها، چت روم ها قسمت موسیقی متال، گفتگو در محیط یاهو 360 درجه، سایت کلوپ دات کام، دریافت خبرنامه ها و...اشاره کرد.

ب) ترویج نمادها: مغازه ها و اصناف فروشنده زیور آلات نقره ای، فروشگاه های پوشاک جوانان و بانوان علی الخصوص در شهرهای بزرگ، بعضی مواقع وظیفه عمده ترویج شیطان پرستی در داخل کشور را بر عهده دارند. در پاره ای موارد فروشنگان و مدیران حتی اطلاع اندکی از محتوای عمل خود ندارند.



هم چنین برخی از چهره های مطرح موسیقی پاپ و متالیکا در برخی شهرهای بزرگ به کرات و از طرق مختلف این نمادها را حمل و معرفی و به صورت مستقیم و غیر مستقیم به ترویج آن ها می پردازند. سایت ها و وبلاگ های فارسی زبان نیز نقش عمده ای را در گسترش و معرفی این نمادها ایفا می کنند. جوانان هم برای عقب نماندن از قافله به اصطلاح روشنفکران این زیورآلات را خریده و علامت بردگی شیطان را به گردن خود می اندازند.

ج) ترویج متالیکاگروه های موسیقی متالیکا هم چون گروه «رامان» و گروه «OSD». متالیکا در واقع ضد ارزش هایی را ارائه می نماید که شامل «بازگشت به تاریکی» (محور اصلی تفکرات شیطان پرستان، بی رحمی و تجاوزات جنسی، فحاشی، هجوم و حمله به جامعه و فرهنگ عمومی آن ) می باشد. خوانندگان این گروه بر روی صحنه و در کلیپ های خیابانی دست به خوردن و آشامیدن میوه های فاسد، ادرار، مدفوع، خون و مردار نموده و از کثیف ترین گروه های موسیقی جهان به حساب می آیند.  روند و روالی که موسیقی متالیکا در گسترش مقوله شیطان پرستی تاکنون طی کرده، بسیار قابل توجه و چشمگیر بوده است.

د) پارتی های شبانه: پارتی های شبانه رپ ها، جشن ها و مهمانی های خاص دوستانه همواره به عنوان کانون فعالیت شیطان پرستان قابل ذکر هستند. در این مراسم و هر بار گروهی از جوانان با انواع و اقسام مختلف از اندیشه ها و ظواهر شیطان گرایی آشنا و یا جذب آنها می شوند و خود مبلغ شیطان پرستی می شوند.

هـ) انتشار سی دی، کاست و پوسترمخصوصاً مربوط به خوانندگان متالیکا، از شیوه های تبلیغ و جذب این گروه مرید شیطان است.

نتیجه

از آنجا که دامنه فعالیت این گروه های منحرف و مرید شیطان در جامعه رو به گسترش است و بستر آن نیز در شهرهای بزرگ فراهم شده و برخی از جوانان جهت جبران محدودیت ها و عقده های بیمارگونه خود و ارضای نیازها و امیال  جنسی ، خواسته و یا ناخواسته جذب این گروه ها می شوند، خانواده ها باید نظارت بیشتری بر رفت و آمد نوجوانان و جوانان خود داشته باشند، که خدای ناکرده آنان جذب این گروه ها نشوند و در منجلابی نیفتند که دیگر نمی توانند از آن بیرون آیند.

امیداست رسانه ها، صدا و سیما، مطبوعات، مردم و خصوصاً جوانان ما با هوشیاری هرچه بیشتر، با دوری از سیل تبلیغات شیطانی غرب، مسلح شدن به سلاح ایمان و اخلاق و با ابزارهای مناسب به مقابله با دشمنان انسانیت و دین برخیزند.این حکایت تأسف بار، حرکت انحرافی و خرافی است که مبارزه و اصلاح بیش از پیش مسئولان و متولیان امور فرهنگی جامعه را می‌طلبد..

 


 

نوشته شده توسط !!! در دوشنبه یکم آبان 1391 ساعت 12:12 موضوع | لینک ثابت


تو آزادی میخواهی؟!

تو آزادي ميخواهي؟
ولي آزادي فقط لخت گشتن در خيابان نيست
آزادي درست شدن ديسکو نيست
آزادي راحتي گشت و گذار با دوست پسر و دختر نيست

آزادي آزاد شدن مشروب نيست
...

آزادي يعني تو کافر هستي ولي به دين من احترام ميگذاريآزادي يعني تو مسيحي هستي ولي محرم از دَمِ هيئت ما گذشتني، صداي ضبط را کم ميکني
آزادي يعني وقتي در خيابان خانم محجبه اي مي بيني، تمسخرش نکني

آزادي يعني دو برادر با دو انديشه ي سياسي متفاوت

آزادي يعني احترام متقابل

يعني تو هرچه هستي و هر عقيده اي داري، انساني ، و انديشه ات محترم

آزادي يک کلمه است
به وسعت علم و انديشه و تفکر و جسم و روح و دين و عقايد


 

نوشته شده توسط !!! در شنبه بیست و دوم مهر 1391 ساعت 12:44 موضوع | لینک ثابت


داستانی از شیطان

به روایت افسانه‌ها روزی شیطان همه جا جار زد

که قصد دارد از کار خود دست بکشد

و وسایلش را با تخفیف مناسب به فروش بگذارد

او ابزارهای خود را به شکل چشمگیری به نمایش گذاشت

این وسایل شامل خودپرستی ، شهوت ، نفرت ، خشم ، آز

... حسادت ، قدرت‌طلبی و دیگر شرارت‌ها بود

ولی در میان آنها یکی که بسیار کهنه و مستعمل به نظر می‌رسید

بهای گرانی داشت و شیطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد

کسی از او پرسید: این وسیله چیست ؟

شیطان پاسخ داد: این نومیدی و افسردگی ا‌ست

آن مرد با حیرت گفت: چرا این قدر گران است ؟

شیطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد:

چون این مؤثرترین وسیله ی من است

هرگاه سایر ابزارم بی‌اثر می‌شوند

فقط با این وسیله می‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه کنم

و کاری را به انجام برسانم

اگر فقط موفق شوم کسی را

به احساس نومیدی ، دلسردی و اندوه وا دارم

می‌توانم با او هر آنچه می‌خواهم بکنم . . .

من این وسیله را در مورد تمامی انسان‌ها به کار برده‌ام

به همین دلیل این قدر کهنه است !


 

نوشته شده توسط !!! در یکشنبه دوازدهم شهریور 1391 ساعت 10:55 موضوع | لینک ثابت


مسلمانان میانمار!!!

چشمهای ما در انتظار زولبیا و بامیه است و چشم های تو غرق در خون ٬سوختن پدر و
مادرت را به نظاره نشسته است!!!
دل ما لک زده برای عرق خنک و شیرین موقع افطار و دل تو لک زده برای نگاههای هم کیشانت!!!


دل ما پر میکشد به سمت ربنای دم افطار و روح تو پر میکشد به سمت ربنا و جسدت را مانند حیوانی مُثله میکنند!!!
ادارات ما را دیرتر باز میکنند تا بیشتر بخوابیم و سیخ های داغ درون چشم تو میکنند تا راحت تر بخوابند!!!
صدا و سیما در عزای پخش نشدن لیگ برتر میسوزد و خبری از خانه های سوخته ات و آوارگیت به ما نمیدهد!!!
دشمن حواس ما را غرق در سوریه و بحرین ولیبی و مصر کرده است تا تو را بدون سر وصدا زنده زنده بسوزانند !!!
شاید هم تو را میکشند تا حواس ما از سمت سوریه و بحرین به سمت شما برگردد...
الله عالم
عجب غربتی دارد این دنیا ٬ ۲۰۰۰۰ (آری صفرهایش را درست شمرده ای ٬ بیست هزار )انسان مسلمان را در عرض چند روز سوزاندند و دل کسی نسوخت!!!
میانمار را میگویم
اسمش را نشنیده اید؟؟!!!
اشکالی ندارد دست صدا و سیما درد نکند!!!
عجب دهکده کوچکی داریم ما!!!
همین دهکده جهانی را میگویم که خبر بال زدن مگسی بر روی بستنی اوباما را به سرعت نور پخش میکند ....
اگر چشمانشان آبی بود و موهای بور ٬فقط کافی بود ناخن کسی میشکست تا تیتر تمام خبرگزاری ها شود ولی افسوس که جرمشان اسلام است و خونشان به دستور دالایی لاما مباح !!!
و برپایی هولناک ترین هلوکاست بشر٬ برایشان مباح تر !!!
این روزها دالایی لاما و مجسمه بودایش و اوباما و هیلاری اش به هم لبخند میزنند!!!
افسوس که ما اندر شهوت خرید مرغ و سکه و افطاری دادن هایمان و محصول جدید ایران خودرو گرفتاریم!!!
راستی :سخنگوی وزارت امور خارجه ، درباره كشتار جمعی از مسلمانان كشور میانمار ابراز نگرانی كرد!!!


 

نوشته شده توسط !!! در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391 ساعت 11:24 موضوع | لینک ثابت


ماه رمضان آمد

بازهم رمضان آمد و مساجد عزیز شد.

انگار یادمان رفته مساجد همه سال مسجد است، نه فقط در رمضان.

قرآنهای خاک گرفته روی طاقچه ها را با افتخار غباروبی میکنیم،قرآنی که بیشترین کاربردش در مجلس ختم و روی داشبورد ماشین هاست، ۱۱ماه از قرآن به دور بوده ایم، حال در این ۱ ماه معجزه ای رخ داده و میخواهیم قرآن خوان شویم. آنهم فقط از رویش بخوانیم، همین و بس، تفکر و تامل کیلویی چند؟

مسجد مملو از جمعیت می شود، همان مسجدی که سایر روزها تعداد شرکت کنندگان نماز جماعتش به زور دو رقمی می شود.

آری! رمضان را نیز فرمالیته کرده ایم.روزه را در گرسنه ماندن شناخته ایم. شاید روزی پزشکان ثابت کنند با روزه گرفتن و آب نرسیدن به بدنمان؛ زنگارهای دلمان و گناهانمان با بی آبی بپوسد و بریزد.به امید آن روز. رمضان را فرمالیته کرده ایم، مثل "عجل لولیک الفرج" گفتنمان.

افطارهایمان چه میچسبد بدون خبر داشتن از وضع همسایه.

چقدر کار شاقی انجام می دهیم، روزه میگیریم، گرسنه و تشنه میمانیم، به خود میگوئیم "بیچاره فقیرها و ندارها چه می کشند؟" ولی دریغ از کمک! وقتی رمضان تمام شد حتی یاد فقیر و مستمند به راه خودش و ما نیر به راه خود.

افطار دادنمان به فامیل، که نوعی صله است، خود رنگ و بوی چشم و هم چشمی دارد. کورس مسابقه ای است برای خودش.

چه انتظار بیهوده ایست که همه سال خدا را در نیافتیم و شب قدر ناله و زاری میکنیم بدون خجالت کشیدن از خودمان، البته خدا آنقدر معرفت دارد تا دستی به سر ما بکشد. همانطور که حجتش فرمود: هنگامیکه شما برای دعای ندبه می آئید، برای من نمی آئید، برای حوائج خود می آئید، با این حال دستمان را روی سرتان میکشیم.

در رمضان فقط گرسنه مانده ایم، همانگونه که برای ظهور حجتش فقط زبانمان خوب می چرخد، دریغ از آستینی که بالا برود، دریغ از دستی که به کار افتد،همایش  ظهور می گذاریم پشت همایش، دریغ از معرفت ظهور.معرفت ظهور با ورد و دعای زبانی به دست نمی آید، گرچه آنها نیز به جای خود موثرند، معرفت ظهور با عمل و کار به دست می آید.

 

 


 

نوشته شده توسط !!! در شنبه سی و یکم تیر 1391 ساعت 9:44 موضوع | لینک ثابت


هیچی

«كوين كارتر» عكاس مشهور آمريكايي، در سال 1993 براي عكاسي از قحطي زدگان سوداني به اين كشور سفر كرد. كارتر، در جريان يكي از جست وجوهايش متوجه صدايي در پشت درخت ها شد و وقتي پشت درخت ها سرك كشيد، دختربچه لاغر و رو به مرگي را ديد كه خود را روي زمين به سوي اردوگاه سازمان ملل مي كشيد. 
كارتر در همين هنگام متوجه لاشخوري شد كه چند متر آن سوتر نشسته است و مرگ كودك را انتظار مي كشد. كارتر حدود بيست دقيقه براي عكاسي از زاويه مناسب حول كودك و لاشخور مي گشت تا در نهايت عكس خود را به بهترين وجه ممكن بگيرد.
عكس كارتر در 26 مارس 1993 در روزنامه «نيويورك تايمز» منتشر شد و در همان سال نيز جايزه «پوليتزر» را از آن كارتر كرد. اما كارتر پس از عكاسي از اين صحنه دچار چنان افسردگي و عذاب وجداني شد كه در نهايت در 27 ژوئيه 1994 به زندگي خود پايان داد.


 

نوشته شده توسط !!! در دوشنبه بیست و ششم تیر 1391 ساعت 7:58 موضوع | لینک ثابت


یا الله!!!

بنده ای به خدا گفت. اگر سرنوشت مرا تو نوشته ای پس چرا دعا کنم؟


خدا گفت : شاید نوشته باشم هرچه دعا کند

 


 

نوشته شده توسط !!! در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1391 ساعت 7:24 موضوع | لینک ثابت